برای اولین بار یکی از دانشجوهای قدیمی پکن اراده کرد و بقیه دانشجوهارو توی رستوران مسلمونی یه دانشگاه دور هم جمع کرد.سی چهل نفر دانشجو دور هم شب یلدا گذروندن.خانواده من هم مسول بردن یکسری وسایل برای شب یلدا بود.
همه ی پکن و زیر و رو کردیم تا ۱۷ تا انار درب داغون سفید رنگ ریز پیدا کردیم و آجیل و یک سری کیک که شبیه کیک یزدی بودـ(جدا از تخمه و کنجدهای سیاه روش) و هندوانه قرمز و تخمه تنقلات شب یلدامون بود. برای اینکه رستوران حال و هوای ایرانی پیدا کنه رومیزی قلم کار و ظرفهای مینا کاری اصفهان و طابلو قلم کار و مهم تر از همه پرچم ایران و سماور هم بردیم.توی شب چیزی که خیلی جلب توجه می کرد سماور گنده طلایی بود که از سفارت گرفته بودیم و برق برق می زد.
وقتی ما رسیدیم هنوز خیلی از وقت شروع مهمانی نگذشته بود ولی اکثر دانشجوها اومده بودن. بعد از سلام و احوال پرسی وسایل و وسط سالن جایی که به ایرانی ها توی رستوران اختصاص داده بودن پهن کردیم. یه سفره شب یلدا با سماور و قوری و شمع و آجیل و طابلو و انار که توی ظرف مینا کاری آبی دونه هاش برق می زد سفره جالب توجهی شده بود که توجه بقیه خارجی های توی رستوران را هم جلب می کرد. سعی کردیم یه موسیقی ایرانی هم داشته باشیم که به دلیل شلوغی صدا به هیچ کس نمی رسید.
یکی از قشنگ ترین خاطره هایی که توی ذهن همه مونده وقتی بود که پدرم با کمک چند تا دیگه از دانشجوها در حال نصب پرچم ایران به دیوار قسمتی که ایرانی ها قرار داشتن بودن. موقع پهن کردن وسایل همه ی خدمتکارهای رستوران و خارجی های دیگه دور و بر ما در حال شام خوردن بودن کارشونو ول کرده بودن و با تعجب به ما که سعی می کردیم با وسایل ایرانی از غریبی محیط کم کنیم نگاه می کردن.
رفته رفته تعداد ایرانی ها بیشتر می شد و محیط گرم تر. با اینکه خیلی از کسانی که توی جشن کوچیکمون بودن هم دیگه رو تا به حال ندید بودن و نمی شناختن ولی هم وطن بودن همین نقطه مشترک کافی بود تا شب یلدای گرم و صمیمی داشته باشیم و هر کسی به نحوه خودش سعی می کرد محیط و شادتر نگه داره. در کل شب به یاد ماندنی بود.
شاید وسایل شب یلدای ما (که به دلیل شهادت با یک شب تاخیر انجام شد) به کیفیت شب یلدای شما که توی ایران هستین نبود ولی لااقل باعث شد که ۴۰ نفر دانشجو که شاید به تنهایی می خواستن این شب و بگذرونن برای چند ساعت یادشون بره که تنهان و دور از خانواده و وطن. خوشحالم. همه مون خوشحالیم که این جمع تشکیل شد و دل خیلی ها شاد. اینم شب یلدای گرم و صمیمی ما.
این عکسی هم که این پایین هستش و تقریبا همه توشن مال همین شب یلداست.
