به وسیله یه دوست ایرانی با خبر شدیم که تیم ملی وشو ایران به مدت یک هفته در پکن مسابقات جهانی دارند. مسابقات از روز دوشنبه شروع می شد درست روز اول کار و درس. در طول هفته برای ما امکان شرکت نداشت تا اینکه بالاخره جمعه رسید. جمعه بعد از ظهر ما و چند نفر از همسایه های ایرانی به استادیوم رفتیم جلوی درب استادیوم مینی بوس و ماشین دیگه ای از سفارت و دیدیم و به بقیه پیوستیم. وقتی سوار مینی بوس شدیم یه شک هیجان انگیز بهمون وارد شد! هیجان از در و دیوار مینی بوس بالا می رفت. همه بچه ها جیغ و داد ایران ایران می کردن. تا حالا اینقدر بچه ها رو سرحال ندیده بودم! بالاخره به درب ورودی مورد نظر رسیدیم و موقع پیاده شدن متوجه شدیم که در یک مینی بوس با ظرفیت ۲۶ نفر ۳۶ نفر سوار بودیم و هیچ کس حتی کسانی که لای صندلی ها به زور ایستاده بودن احساس ناراحتی نمی کردن. از بین این جمعیت جمعا ۴۵ نفره همه قشر و سنی پیدا می شد از بچه ی سه ساله گرفته تا آدم های مسن. جالب اینکه خیلی هامون تا موقع مسابقه هم نمی دونستیم که ورزشی به اسم سانشو وجود داره ورزشکارهای ایرانی رو نمی شناختیم و حتی نمی دونستیم چه طوری امتیاز می گیرن که ما تشویقشون کنیم. فقط می دونستیم که ورزشکارهای ایرانی احتیاج به روحیه دادن دارن.
بعد از گرفتن بلیط و بازرسی بدنی وارد ورزشگاه شدیم. نشستن ۴۵ نفر آدم کنار هم در یک استادیوم شلوغ کار آسونی نبود و خیلی ها مجبور شدن پراکنده بنشنین و هماهنگ کردن این تعداد آدم برای تشویق کاری سخت تر! هر کسی یه چیزی می گفت و یه کاری می کرد ولی خب هرچی بود اسمش تشویق بود. فکر کنم در آخر فقط یک سری صدای شلوغی و دست به گوش ورزشکار می رسید! ولی روز دوم و آخرین روز مسابقات نهایی تعداد رفته رفته کمتر و در آخر به دوازده نفر ایران تماشاچی رسید و ما بالاخره توانستیم هماهنگ تشویق کنیم.
روز آخر موقع ورود به استادیوم دیدیم که یک صف طولانی سرباز توی صف جلوی ما هستند. در واقع سیاه لشکر تشویق تیم چین! و ما یک بازی با چین داشتیم! نصف استادیوم چینی کجا و صدای ما دوازده نفر کجا!! بازی ها کم کم پیش رفت. شش بازی اول ما ساکت نشستیم و بعد چهار بازی پشت هم داشتیم. وقتی اولین بازی شروع شد سر و صدای ما هم بالا رفت (البته این بار خیلی هماهنگ تر از قبل) تماشاچی ها که از جنبش یکدفعه ای ما متعجب شده بودند تا مدت ها به جای اینکه بازی تماشا کنن برگشته بودن و مارو نگاه می کردن!
بالاخره موقع بازی ایران و چین رسید. ما کم کم در حال آماده شدن بودیم که دیدیم که ردیف بالایی ما که چینی بودند یک پلاکارد چند متری پهن کردن شعار برای تیم چین!! ما هم که هنوز به خاطر گرفتن پرچم های بزرگ پلاکاردهای نوشته دار و نوشیدنی هامون عصبانی بودیم به خاطر دیده نشدن پلاکارد تیم چین تمام مدت مسابقه به صورت ایستاده ایران و تشویق کردیم! البته با ترس و لرز از اینکه ممکن بود مثل مسابقات فوتبال به عنوان هدف پرتاب قرار بگیریم . جالب اینکه ما توسط محاسره شده بودیم ولی خوشبختانه چینی ها خیلی روشنفکرانه برخورد کردن و حتی اعتراضی هم نشد. ولی خب ناگفته نماند که نتیجه این همه تشویق یه سری هنجره خراشیده صداهای گرفته و دست های ورم کرده است!
هر بار که مدال اهدا می کردند ما منتظر بودیم تا پرچم ایران بالاتر از همه قرار بگیره و ما با افتخار سورد ملی
بخوانیم و بالاخره انتظار به سر رسید و آوای قشنگترین سرود ایرانی در استادیوم پیچید.
توضیح عکس: عکس بانوان ورزشکار شرکت کننده در مسابقات وشو و تعدادی از ایرانیان مقیم پکن